خداحافظ اگر دیگر باز نگشتم – نیکى فیروزکوهی

بگذار بخوابم مادر!
هر بار بیدار مى شوم
هزاران پرنده از سینه ام کوچ مى کنند
هزاران ماهى در دریای ذهنم جان مى دهند
هزار ارزو در دلم ته نشین مى شود
هزار حرف بر کویری لبانم ترک مى خورد
هزار مار سیاه بر گلوگاهم چنبره مى زنند
هزار کفتار گرسنه در هوس دندان گرفتن زنى میان آتش کمین مى کنند
و مردی که انگار دوستم دارد
در دور دست
زنى میان آتش را نظاره مى کند
و دست تکان مى دهد….
….که برگرد بیا؟؟؟
که خدا حافظ ؟؟؟
یا مادرش بگذار بخوابد؟؟؟
?#نیکى_فیروزکوهی
? خداحافظ اگر دیگر باز نگشتم